صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
296
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
بيابيم . سخن او چنين است : « نفس برتر از زمان است و افعال آن به زمان وابسته نيستند و نيازى به آن هم ندارند ، چون زمان تابع حركت است و حركت خاص طبيعت . اگر چنين باشد ، پس اشيا همگى در نفس حاضرند چه گذشته و چه آينده ؛ همه را به يك چشم مىبيند و خواب همان تعطيلى برخى از ابزار حواس نفس است . هرگاه كه اين حواس تعطيل شوند ، افعالى ديگر كه ذاتى و خواصّ آنند ، يعنى حركت كه رويت و جولان نفسى ناميده مىشود ، براى آن باقى مىمانند و اين حركت كه در ذات آن است ، به حسب دو حال براى آن است : يا الهى است و آن ، نظر افكندن به افق اعلى است و يا طبيعى كه ، نظر افكندن به افق ادنى است . » وى مىكوشد تا ميان عوامل صفا در بيدارى و خواب و عوامل تيرگى در بيدارى و خواب تقارنى ايجاد كند و معتقد است كه وى در كارش موفق و در كلامش برترى يافته است : « چنان كه نفس هرگاه بيدار باشد به واسطهء حس بينايى ، چيزى را يك بار آشكار و يك بار پنهان مىبيند كه اين بسته به تيزى يا كندى قوّهء بينايى و به حسب شىء مورد نظر در مسافت معمولى و اشياى مانع بين آن و لطافت و ضخامت مىباشد . اين حالتها در ديدن يكسان نيستند ، بلكه چه بسا بيننده بسته به يكى از اين عوارض به حيوانى بنگرد و آن را جماد فرض كند ؛ و چه بسا درندهاى را انسان ، و زيد را عمرو بپندارد . هر گاه اين موانع بر طرف شد آن را كاملا مىبيند . همچنين است وضع آن در خواب ، يعنى بدون به كار بردن ابزار حسى كه در شىء چيزى را مىبيند كه در تصوير نخست ديده است - يعنى جنس عالى كه شامل همهء اشيا مىشود - آن گاه پيوسته از آن رها مىشود و از صورتى به صورتى ديگر ، تا اين كه آن را آشكار مىبيند . اگر اتّفاق افتاد كه از شىء تصوير آن را ببيند ، در آنچه كه ديده به تأويل و بيان نياز است و اگر آن را آشكارا ببيند ، رؤيا چندان به تفسير نياز ندارد ، بلكه آن شىء را همان گونه كه در خواب ديد ، در بيدارى هم خواهد ديد . اين قسمى كه به حسب نگاه سريع و شريف كه از افق اعلى است و بيم و هشدارها و رؤياى صادقه به واسطهء آن است ، جزئى از نبوّت است . » تفسير وى از رؤيايى كه اوهام و اباطيل است شبيه به همين است كه در تفسير از رؤياى صادقه در دقّت و درستى ديديم . مىگويد : « امّا قسم ديگرى كه به حسب نگاه پايينتر